على ربانى گلپايگانى

129

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

كتاب‌هاى اصول فقه شيعه به تفصيل نقد و بررسى شده است . چگونه مىتوان فهم قرآن را به طور كلى به روايات ارجاع داد با اين‌كه در احاديث معصومين عليهم السّلام قرآن كريم معيار قبول و رد روايات - خصوصا روايات متعارض - شناخته شده است . و نيز در باب عقود و ايقاعات هر شرطى كه مخالف قرآن كريم باشد باطل دانسته شده است . اگر ظواهر كلام الهى حجت نباشد ، چگونه مىتوان آن را معيار تشخيص روايت درست از نادرست ، و شرط صحيح از باطل دانست ؟ گذشته از اين ، ائمه‌ى اهل بيت عليهم السّلام در مواردى شاگردان خود را به رجوع به قرآن و استنباط احكام الهى از ظواهر كلام الهى ارشاد كرده‌اند ، چنان‌كه وقتى زراره از امام باقر عليه السّلام پرسيد كه دليل بر اين‌كه بايد قسمتى از سر و پاها را مسح كرد ( نه تمام آن‌ها را ) چيست ؟ امام عليه السّلام فرمود اين مطلب از آيه‌ى كريمه‌ى وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ به دست مىآيد . « فعرفنا حين قال : برؤوسكم ، أنّ المسح ببعض الرأس لمكان الباء » . « 1 » مسح در لغت به معنى كشيدن دست يا هر عضو ديگر بر چيزى به صورت مباشرى و بىواسطه است ، هرگاه بدون كلمه‌ى باء متعدّى گردد براستيعاب دلالت مىكند ، و هرگاه با كلمه‌ى باء متعدّى شود بر مسح بر بعضى از شىء ممسوح دلالت مىكند ، و چون در آيه‌ى كريمه با كلمه‌ى باء متعدى شده است ، مقصود مسح برخى از سر است نه تمام آن . « 2 » روشن است كه اين استدلال برگرفته

--> ( 1 ) . وسائل الشيعة : 1 / 291 . ( 2 ) . الميزان : 5 / 221 .